عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

69

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

نمود ، محض آن‌كه قوافل معطّل شوند و از آنها حقّ العبور گرفته ، از رود بگذرانند . و همين اوقات همه بر سر پل زال مىآيند و باج مىگيرند . قلعهء پل تنگ كه مظفّر الملك بر كنار رود صيمره تعمير نموده از فاصلهء يك فرسخ قبل از پل زال نمايان بود و از راه آن پل مىروند به سمت پشتكوه و نهر هاشم و عماره و در نزديك پل زال راه نمكزار و راه كيالان وارد جادّهء ما شدند و در سر پل متصل به همديگر شدند . مدّت نه ساعت راه رفتيم « 1 » و به قدر نيم فرسخ بعد از قلعهء رزه وارد شديم در جلگهء پاپى مرده و در اين‌جا ايل بهاروند كه شريرترين و دزدترين و دله‌ترين و پست فطرت‌ترين الوارند ، سياه چادرها زده بودند . جمعيت نموده ، به ازدحام آمدند . خيال بدى داشتند . اميدوارى به آنها داديم كه دولت شماها را براى نوكرى و قراسوران و حفظ سيم « 2 » مىخواهند . ضمنا برادر مير حاجى خان كه او را طلبيده بودم رسيد . اسمش [ مير محمد كه ] « 3 » مىگفت به اتّفاق پنجاه نفر تفنگچى آمديم ، شما را نيافتيم . آنها رفتند و من تنها آمدم ؛ و ديگر دو نفر از طايفهء قلاوند كه والى پشتكوه غارت نموده و 23 نفر اسير برده از آن جمع ، گريخته ، آمده‌اند به دادخواهى كه از اولياى دولت خواهش نمايد استخلاص آنها را . چاكر به آنها وعده داد . حكايت مىكردند كه والى موازى چهل هزار رأس گوسفند و چهار هزار ماده گاو و سه هزار تومان نقد و شصت رأس ماديان و به قدر ده هزار تومان جل و پلاس از آنها غارت نموده . ارتفاع بارومتر در اين منزل 250 ذرع . شبها را سى نفر قراول و چهل نفر سوار تا به صبح كشيك داشتند ، خاصّه در منزل پاپى گشته . « 4 » تمام جمعيت را سپردم تا صبح بيدار [ مانده ] قراول داشتند با تفنگ و طپانچه و هكذا خود چاكر با تفنگ مارتينى تا صبح مىگشت . با وجود آن ، قلاوندها يك رأس ماديان از مال بختيارىهاى همراهان بردند . مردم شرير سفاك دزد قسىّ القلب خونخوارى داشتند . در اين منزل به ما بسيار بد گذشت و چند تير تفنگ ردّوبدل شد . صبح يكشنبه 2 [ جمادى الاخرى ] حركت نموديم به سمت كلال مورت 33 و مدّت پنج ساعت و نيم رفتيم ، چهار فرسخ شد . بسيار راه سخت و پست و بلند و ناهموار و درّه و ماهور و سنگ و پرتگاه بوده و در چندين محلّ پياده شديم . اصل راه از بالا طرف دست چپ است كه مىگذرد به حسينيهء « 5 » درزه . ولى به سبب آن‌كه از درون يورت اشرار الوار مىگذرد [ مسير را ] تغيير داده ، محض امنيّت از طرف پايين آمديم و ماديان بختيارىها را سليمان خان كزرير را

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : رفتيم راه . ( 2 ) . لابد منظور سيم تلگراف است . ( 3 ) . در اين مورد قلّاب دو طرف كلمات مطابق است با نسخهء خطّى . ( 4 ) . گشت مىزدند . ( 5 ) . در اصل نسخهء خطّى : بجيّنيهء .